با توجه به اینکه در باره فرهنگ و عناصر مشتق یافته از این پدیده اجتماعی درک واحدی وجود ندارد. و اکثر برداشت ها و اندیشه ها از دو حوزه "مادی و معنوی" نشأت گرفته است؛ باید اشاره به این کرد که مفهوم فرهنگ کل حوزه زندگی انسانی را در برمی گیرد. به طور خلاصه و مجمل اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی سه کارکرد را برای فرهنگ و توسعه فرهنگی هر جامعه که به نوعی با سیاست های فرهنگی جامعه پیوند داده اند و و این سیاست ها را منجربه رشد و پیشرفت هر جامعه ای دانسته اند؛ این سیاست ها در قالب" 1) ایجاد تفاهم 2)احراز هویت 3)حفظ و ارتقای انسجام اجتماعی" می توان بررسی کرد.
أينَ الرَّجبيّون
در سالهای اخیر دانشمندان و صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، توسعه را ضرورتی اجتنابناپذیر برای کشورهای جهان سوم دانستهاند و رسانههای جمعی، کتابها، مطبوعات و نشریات این کشورها، آئینه اندیشههای توسعه گردیدهاند. انعکاس گسترده اندیشههای توسعه، در رسانههای جمعی و مطبوعات، ضمن آنکه نشان دهنده اهمیت طرح موضوع توسعه است، همگانی کردن این اندیشهها و اشاعه آن را نیز ضروری میسازد. اما همگانی شدن و اشاعه اندیشههای توسعه، در کشورهای جهان سوم میتواند دارای کارکرد مثبتیا منفی باشد. کارکرد مثبت فراگیر شدن این تفکر آن است که مردم این کشورها هنگامی که ضرورت توجه به توسعه را درک کنند، بتدریجبرای انجام حرکتی عمومی به سوی سازندگی، بسیج میشوند. کارکرد منفی اشاعه اندیشههای توسعه، انحراف افکار عمومی، وابستگی و گسیختگی فرهنگی و اجتماعی ناشی از پذیرش اندیشهها و نظریههای غیر بومی و استعماری درباره توسعه مربوط میشود.
داشته هاي فرهنگي، باورها و ارزشهاي دروني جامعه درهم تنيده ايراني كم نيستند، چنانكه ناداشته هاي مغفول مانده فراواني نيز داريم. نياز به بازنگري، هم انديشي، نگاهي نو و به دور از يكسويه نگري و مقاومت منفي در برابر تازه هاي امروز، از بايسته هاي تغييرات محتوم فرهنگ عمومي است، كه فرهنگ جديد را بايد به زايشي دوباره رهنمون كند، فرهنگي كه در آن نگاه بومي و خاص ايراني لحاظ شود و نوآوريها و فناوريهاي اين جهاني را به خدمت باورها و سنتهاي كشور درآورد، نه اينكه سنتها و باورهايمان در خدمت فناوري قرار گيرد، كه تحقق اين حالت ما را از آن سوي بام فرو خواهد افكند.
توسعه جامعه ايران در همه ابعاد آن نيازمند توسعه فرهنگي ميباشد و آن نيز وابسته به تحقق اخلاق مدنيست كه در نهايت، سازگاري و همگامي بشر را با مقدورات و دستاوردهاي عصر جديد ممكن ميسازد. اما اين كه راه دستيابي به توسعه فرهنگي كدام است، موضوعي است كه در اين مقاله به آن خواهم پرداخت.
دستیابی به تشکل اجتماعی و حل تدریجی بحران مشروعیت،منوط تحول و آموزش فرهنگی است.منظور از تحول فرهنگی در واقع توجه به آفاتی است که مجموعه های اجتماعی توسعه نیافته، جهت سیر منطقی به منظور توسعه یافتگی می باید آنرا اصلاح کنند.لازم بذکر است که طبع عمومی آدمها به تصمیم تمایل دارد و این درحالیست که پدیده شناسی حوصله ،دقت، شجاعت و تمرکز میخواهد.در کاربردی ترین مدل توسعه معمولن کفه عوامل داخلی نسبت به محرکهای خارجی سنگینی میکند.
گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشریات متنوع و متفاوت و به طور کلی جایگاه شایستهء رسانه ها در تنویر افکار و ایجاد فضای مناسب برای گفت و گو و برخورد سالم و سازندهء نظرات و همچنین اهمیتی که رسانه های گروهی در ارتقاء سطح آگاهی و تعالی فرهنگ و دانش عمومی دارند، بی گُمان یکی از مهمترین عوامل توسعهء فرهنگی و از نشانه های پویایی و تحرک هر جامعه است. بدیهی است که توسعهء فرهنگی – به معنای گستردهء آن که در برگیرندهء گشایش و گسترش گفت و گو های فلسفی و فرهنگی و ادبی و هنری است – نه تنها عامل اصلی رشد خودآگاهی جمعی، بلکه زمینه ساز توسعهء سیاسی و اقتصادی و پیشرفت علوم و در واقع نخستین پیش شرط حل بنیادی مسایل و رفع مشکلات فراگیر جامعه است. البته این همه زمانی میسر و متحقق می گردد که از یک سو صاحبان قدرت و دولت، با قانون گرایی و قانون گذاری و سعه صدر به رسانه های گوناگون و نقش آنان در جامعه بنگرند و به ویژه، رسانه های گروهی را نه به مثابهء «دشمنان بالقوه» یا بلندگوی تبلیغاتی نظام حکومتی، بلکه به عنوان رکنی اساسی در کنار و همطراز قوای مقننه و مجریه و قضاییه باور کنند و به رسمیت بشناسند. از سوی دیگر اما ارباب جراید و اهالی قلم نیز باید که به رسالت فرهنگی و مسئولیت خود در اطلاع رسانیِ درست و ترویج تفاهم و تبلیغ تسامح و تقویت حس همبستگی ملی و همزیستی مسالمت آمیز آگاه باشند و جداً از هتک حرمت اشخاص و دروغ پردازی و شایعه پراکنی، و از همه مهمتر، از تبلیغ خشونت بپرهیزند.
گسترش فنّاوریهای اطلاعاتی و جهانی شدن رسانهها از یک طرف، نگاه خوشبینانه و انتظار مدینه فاضله دیرینه و از طرف دیگر نگاه بدبینانه و فرسایش هویتهای فردی و اجتماعی را نمودار میسازد. بنابراین، بررسی نقش رسانهها در هویّتیابی یا بحران هویّت، از موضوعاتی است که باید با دو رویکرد متمایز به آن پرداخته شود. تنها در صورت آگاهی از نقش و جایگاه رسانههاست که میتوان از تأثیرات منفی رسانههای مهاجم، جلوگیری نموده، از فنّاوریهای جدید ارتباطی در جهت فرهنگسازی مثبت و تسهیل فرایند هویّتیابی بهرهبرداری کرد.
ارتباطات و توسعه ، یکی از چالش برانگیزترین مباحث در عرصه علوم اجتماعی ، اقتصاد، فرهنگ و سیاست طی چند دهه اخیر در سطح جهان بوده است.
مفهوم توسعه فرهنگی عبارتست از دگرگونی كه از طریق تراكم برگشتناپذیر عناصر فرهنگی در یك جامعه معین صورت میپذیرد و بر اثر آن، جامعه كنترل همواره موثرتر را بر محیط طبیعی و اجتماعی اعمال میكند.